رخداد

 

انسان دارای حق ذاتی و طبیعیه.واژه ی حق واژه ایی که  با فعل داشتن صرف می شه.به عبارتی حق یعنی:حق داشتن یا حق برخورداری از چیزی.تعریفی جز حق داشتن یا مالکیت بر ان غیر قابل تصوره.حق ازادی هم نوعی حق مالکیت است.

به نظر من ما مشکلی در صرف فعل حق داشتن نداریم ! من حق دارم تو حق داری او حق دارد...

مشکل اصلی این است که هر کس فکر می کنه خودش بیشتر حق داره .در نتیجه می تونیم این واژه رو این طور هم صرف کنیم: حقم رو خوردند حقت را خوردند حقش را خوردند .... به عبارتی بعضی ها بیشتر حق دارند بعضی هاهم بیشتر تر حق دارند بعضی ها هم خیلی بیشتر تر حق دارند. و در اخر اون چیزی که ته ظرف«حق» باقی می مونه ان چنان حقی نیست که ما خودمو نو براش به زحمت بندازیم همون بهتر که بگیم حقمو نو خوردند و خو دمونو راحت کنیم.

   + ; ٢:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱
comment نظرات ()