گراند برتانیا سرزمینی که....

فرصت فکر کردن ندارم و هرانچه را که فی الحال به ذهنم متواری میشود خواهم نوشت بهرحال اینترنتی را که باد اورده باشد باد هم میبرد ولی فعلن که ما انرا دو دستی چسبیده ایم و تا مختصات مادی و معنوی خودمان را تشریح نکنیم خیالمان راحت نمیشود.

بالاخره بعد از دوبار سفر به رم ویزای انگلستان به دستمان رسید و ما هم راهی شدیم .الان در لندن هستیم و جای شما خالی کمی تا حدودی داریم خوش میگذرانیم ولی نه خیلی .اب و هوای اینجا به شدت گند است و غیر قابل اعتماد.یک ریز باران میبارد و در تیر ماه مردمش لباسهای زمستانی به تن دارند.به قول یکی از دوستان اینجا مردم لامب های افتابی جلوی بنجره هاشان نصب میکنند و هرروز که از خواب بیدار میشوند میروند جلوی بنجره چراغ را روشن میکنند و لبخند میزنند و صادقانه میگویند به به چه روز افتابیی !

اینجا هزینه ی ترانسبورت هم به شدت بالاست و ادم را عاجز میکند در ایتالیا یک بلیط که بخری میتوانی هم برای اتوبوس هم تراموا و هم مترو استفاده کنی و در ضمن تا ٧۵ دقیقه هم دوباره قابل شارژ است ولی اینجا برای هر کورس اتوبوس بایدبلیط جداگانه و با قیمتی تقریبا دوبرابر ایتالیا خریداری کنی ولی خب تاکسی هایش نسبت به ایتالیا بسیار ارزان قیمت است و البته انتیک و دیدنی.

از دیگر چیزهایی که در این گراند بریتانیا تا فیهاخالدون ادم را میسوزاند دیدن عرب هاست که اینجا را در تصرف خود دراورده اند و همه با خدم و حشمشان در این فصل برای درمان و خرید میایند انگلستان .حتی ماشنهایشان را هم با کشتی با خودشان میاورند و اکثرا هم نمره ی سعودیه و قطر راداردو در گرانترین هتلهای لندن اقامت میکنند و همه اشان هم با حجاب کامل و بعضا با روبنده هستند و بسیار انگلیسی است که جلوی اینها دولا راست میشود.خب دیگر کاریش نمیشود کرد ما که باید سرمان به حساب کتاب خودمان باشد تا سر به اسمان نساید.

.....

وقت نیست و باید بروم  دنبال بلیط هوابیما .مقصد بعدی یادداشت بعدی انشاالله درتهران .

/ 0 نظر / 5 بازدید