انسان دارای حق ذاتی و طبیعیه.واژه ی حق واژه ایی که  با فعل داشتن صرف می شه.به عبارتی حق یعنی:حق داشتن یا حق برخورداری از چیزی.تعریفی جز حق داشتن یا مالکیت بر ان غیر قابل تصوره.حق ازادی هم نوعی حق مالکیت است.

به نظر من ما مشکلی در صرف فعل حق داشتن نداریم ! من حق دارم تو حق داری او حق دارد...

مشکل اصلی این است که هر کس فکر می کنه خودش بیشتر حق داره .در نتیجه می تونیم این واژه رو این طور هم صرف کنیم: حقم رو خوردند حقت را خوردند حقش را خوردند .... به عبارتی بعضی ها بیشتر حق دارند بعضی هاهم بیشتر تر حق دارند بعضی ها هم خیلی بیشتر تر حق دارند. و در اخر اون چیزی که ته ظرف«حق» باقی می مونه ان چنان حقی نیست که ما خودمو نو براش به زحمت بندازیم همون بهتر که بگیم حقمو نو خوردند و خو دمونو راحت کنیم.

/ 5 نظر / 2 بازدید
من و پری

با تشکر از محبت شما . وبلاگتان تحت ارزيابی قرار دارد.

رويا

روح من در جهت تازه اشيا جاري است روح من كم سال است. روح من گاهي از شوق ، سرفه اش مي گيرد. روح من بيكار است: قطره هاي باران را، درز آجرها را، مي شمارد. روح من گاهي ، مثل يك سنگ سر راه حقيقت دارد.

رويا

سلام عزيزم خوبی...عيدت مبارک باشه انشالله نماز روزه هاتم قبول باشه خانومی اين چه حرفيه شما هميشه تاج سره ما بوديد هستيد خواهيد بود هميشه هم وفادار می مونيد من يک کم بی وفا شدم اونم شرمنده ......موفق باشی گلم فعلااا

نیما

سلام منم باهات موافقم به زودی بهت لينک خواهم داد