دردل

میخواهم صادقانه درددل کنم. اری رفیق دردل میکنم. از سکوت چیزی نصیبمان نشد که حالا بخواهیم کزکنیم در کنجمان و  به سکوتمان ادامه دهیم که هرچی میکشیم از همین سکوت بیجا و حرام است. بگذار اندک اندک تمرین کنم که پته ام را برایت رو کنم .رو میکنم و در طبق اخلاص مینهم و میان جماعت جاهل و خودشیفته و بی مرام قدم میزنم و میگویم "بفرما همینه که هست نمیخوای هری"

رفیق نگو تلخ و بدبین ام لطفا برایم شعار نده که دنیا را هرجور ببینی همان است پس زیبا ببین .من زیبا میبینم و جز نازیبایی نمیبینم و به دل میگیرم حتی ان ریشخند گزنده ی تو را که به پاهای پرانتزی شده ی پیرمردی که ازدردش خواب به چشم ندارد  .رفیق در روزگار خوبی زندگی نمیکنیم اگر  از اینکه "طوق زرین همه بر گردن خر میبینم " هم بگذرم بی هیچ گلایه از خدا باز میرسم به تو به این روزگار .روزگاری که دروغ و ریا مارا مسخ کرده روزگاری که در ان ناجوانمردی  باب طبع خیلی هایمان شده با نام خدا ریشه بر تیشه ی رفیقانمان میزنیم تا مبادا روزی روزگاری تهدیدی شوند برای مقام و موقعیت ما و عجیب با مظلوم نمایی توجیه میکنیم خود را و دل همه را میسوزانیم. روزگاری که حرمت ها را هم فرو بلعیده . وقتی تو پیرمرد را سر کار گذاشتی و گفتی بگو "سوسیالیسم" و پیرمرد لب گزید و خاموش ماند و تو باز اصرار کردی پس بگو "سوسیس" و پیرمرد گفت"سویس".خندیدی به ریش پیرمرد و نفهمیدی قانون فیزیک ثابت کرده است که فردا روز به ریش تو هم میخندند.

اری رفیق خیالت راحت این دنیا محکمه نیست مجازاتت نمیکنند اما حواست باشد که هر عمل ما عکس العملی دارد اگر زدی میخوری حتی اگر سیدعطاالله مهاجرانی باشی که درکودکی سیلی به گوش بچه پروری گرمابه زده بود و در دوران اصلاحات سیلی از گوش دانشجو  خورد  و خندید و گفت"خیلی وقت است که منظر چنین سیلیی بودم. اقا حاجی گفته بود" زدی پس میخوری"........

 

/ 4 نظر / 6 بازدید
تنها

سلام خوب بود سعی کن بهتر از این بنویسی تو این دنیا خیلی ها دروغ می گن خیلی ها ریا می کنند خیلی ها نامردی می کنند ولی گاهی اوقات از خودم می پرسم من چه کار کنم ، گاهی از خودم می پرسم نکه من هم باید این جوری باشم ، چون می بینم هر کسی که اینجوری بهتر از من زندگی می کنه شاد تر از منه خلاصه بهتر از منه اما وقتی من این کارا رو نمی کنم دروغ نمی گم ریا نمی کنم پشت سر مردم فامیل دروغ نمی گم با کسی کاری ندارم هر کی می یاد خونمون یک گوشه می شینم بعد می بینم تنها چیزی که برام مونده تنهایی باید چه کار کنم ، شاید منم باید مثل بقیه پاشم

نجات

من هیچوقت عاشق نمی شم. چون هیچی از عشق نمی فهمم. چون عشق یک ریسکه یک تلاطمه یک نقش زیبا آفرینه یک نسیمه و من هیچکدوم ازینها رو نمی فهمم.پس من اگه دلم هم بخواد نمی تونم عاشق بشم مگه اینکه اول عشق رو بفهم

سارا

سلام جالب بود خوشم اومد وقت کردی به منم سر بزن

ٍٍshabnam

in donya yahe bimarame nemizare ontori ke dost daram zendegi konam azash motqanaferam hamishe dosesh daram vali vaghti ehsase gham mikonam taze mifahmamke cheghadr azash badam miad aslan khoda chera in rozegao afarid chera aslan chera maro khalgh kard joz inke ma azab mikeshim badam on donya 2barabaresho ?