ملت هیچ

ببوسم دهانت را که گفتی ما ملتیم نه رعیت.دیروزها یک رعیت بودیم و یک ارباب امروزها یک ملتیم و هزار یک ارباب .بهر حال ما امروز یک ملتیم انهم ملت هیچ.ملت هیچی که هیچش را هم مدام به یغما میبرند.ما دیگرهمان خرده هیچ های ارزشمندمان را هم نداریم.اعتمادمان,امیدمان را بردند شور زندگی را در ما کشتند و بجایش دلهایی افسرده و غم پرست تربیت کردند.ترجیح میدهیم شب های جمعه دعای کمیل گوش بدهیم و به حال بدبختیمان زار بزنیم و توکل کنیم بر حکمت خدایی که تنها اسمش برای ما مانده .صبح جمعه امان را با دعای ندبه اغاز کنیم و دوباره زار بزنیم به حال پرونده امان که قرار است بدست امام زمان مرور شود و مدام بخودمان تلقین کنیم و بگوییم "عصرهای جمعه چه غم انگیز است دل ادم میگیرد".ما دیگر حتی اخلاق هم نداریم. رفتار تهاجمی,توحش و فحاشی عرف رایج ملت دست پروده ی شما شده

جناب اقای ارباب امروزهای ملت هیچ, شما هم دیگر روی هیچی این ملت حساب باز نکن.این ملت ملت ضد و نقیض هاست ملت افراط و تفریط است و به تمام اینها طعم تلخ دروغ و ریا را هم اضافه کن و ارام مزه مزه کن که تلخی اش بهت اور است و کشنده!

جناب اقای ارباب (روحی فداک) بیا وبه حال رقت اور این ملت رحمی کن.این ملت ملت سیلی خورده ایست هم از دست بنده نواز خودتان و هم از دست دوست.شما که میزدید بسم الله گفتید چشمانتان را باز گذاشتید و به نام حق سیلی زدید والحق دستتان هم کم سنگین نبود و بعد از چون پدری دلسوز چنان موعظه امان کردید که باور کردیم جز جبهمه ی باطل بودیم .سیلی دوم را این ملت از دوست خورد.دوستی که عاقله مرد بود,دوستی که حرفهای قشنگ میزد.دوستی دلسوز بود و روی صورتش جای ترکش مانده بود دوستی که از اهالی خدا بود.او هم وقتی میزد چشمانش باز بود.بغض هم نکرده بود اگرچه دستش توان نداشت و از فرط نوشتن اعتراف های داغ و جذاب به رعشه افتاده بود.ولی بهر حال زد سیلی کم جان ولی ابداری بر گوش این ملت هیچ بود

جناب اقای ارباب, حال این ملت این است;گنگ و سرگشته ایی که هزار تکه ی روحش را گم کرده با یک هیچ ماس کرده در سرش

/ 4 نظر / 7 بازدید
رفیق سالار

ممنون میشم به منم سر بزنی...در ضمن خواهشن این مطلباتو فونتشو بزرگتر کن

حمید

وبلاگ خوبی داری . خوشحال میشم اگه تبادل لینک کنیم. یه سری هم بهم بزنی خوشحال میشم هر روز آپم

ندای قران

کسی که در هنگام نماز متوجه شد وضویش ناقص است چکار باید بکند؟ کسی که در نماز جماعت متوجه شد که فرضی از فرائض وضو را فراموش کرده و یا متوجه شد که وضو ندارد، نمازش باطل میباشد. بر او واجب است که از نماز خارج شود و در صورت امکان برای گرفتن وضو بیرون میرود و باید از جلوی نمازگزاری رد نشود و به نماز هیچ یک از نماز گزاران خللی وارد نکند. اما اگر این موارد برایش میسر نبود، بدون نماز خواندن، سرجایش می ایستد تا نماز به پایان برسد و سپس وضوی کامل میگیرد و نماز خود را میخواند. دلیل این گفته نیز قول خداوند است که فرموده: ( یا أیها الذین آمنوا إذا قمتم إلی الصلاة .... ) آیه 6 سوره مائده. همچنین رسول اکرم صلی الله علیه و سلم فرموده: ( الطهور شطر الایمان ) پاکیزگی نصف ایمان است. سلام برادر گرامی با موضوع واجبات نماز در خدمت شما هستم منتظر حضور سبزتان هستم موافق پایدار باشی