کمی از خودم

مشغولم ٬مشغولم با چمدانهایم. این روزها زیاد وقت کم میاورم فوقش دوتا off چک کنم و یک سری هم به orkut و دو سه تا از وبلاگها بزنم که سر جمعش از سی دقیقه تجاوز نمیکند.

 من در هر کاری ضعف داشته باشم در دست به چمدان شدن قدرت بالایی دارم! بیاد که میاورم اولین چمدانم را در سن پنج سالگی بستم! نه٬اشتباه شد!من نبستم برایم بستند. ان وقت ها عازم افریقا بودیم انهم از نوع ماداگاسکارش. انجا را خوب یادم است! چقدر برای داشتن یک لاک پشت گریه کردم ٬چقدر از ریخت اناناس بدم می امد٬چقدر عاشق ویجی کومار و فیلم هندی بودم!...

و بعد از انجا هم"بن" که چیزی از انجا به ذهنم خطور نمیکند ....

تا الان حدود هشت سال است که در«این ورها» زندگی کردم .

هم اینجا و هم انجا.نه اینجا و نه انجا در واقع در هیچ جا زندگی کردم...معلق در جایی بین زمین واسمان. راستش خودم هم با این حس یک جورایی خو گرفتم .

بگذریم

الان هم باز دستم به چمدان رفته. کشورمون ایران بنا به دلایلی مارا طلبیده٬تا یک هفته ی دیگر ما هم عازمیم٬ما نه«من». اینبار فقط خودم میروم و فقط خودم زندگی میکنم ...

این اولین تجربه ی یک دختر وابسته است.

                                                                                           

                                                                                                 

/ 6 نظر / 4 بازدید
نيما

می خواهم امشب با پرنده ها پرواز کنم شايد فردا نباشم ويا شايد فردا آسمان بارانی باشد می خواهم اوج بگيرم شايد به باغ پرستوها رفتم آنجايی که از خورشيد دور است آپم خوشحال می شم که بيای اميدوارم ايران با اون چيزی که دربارش فکر می کنی خيلی فرق نداشته باشه

رويا

ما نوشتيم و گريستيم ما خنده كنان به رقص بر خاستيم ما نعره زنان از سر جان گذشتيم ... كسي را پرواي ما نبود. در دور دست مردي را به دار آويختند : كسي به تماشا سر برنداشت ما نشستيم و گريستيم ما با فريادي از قالب خود بر آمديم

رويا

سلام گلم خوبي ....واقعا بايد برای من سعادتی باشه که باوجود وقت کمی که داری ولی هميشه بهم سر می زنی و هميشه خوشحالم ميکنی مرسیخيلی خوش امدی به سرزمين مادريت گلم به قوله دوستمون نيما اميداورم با اون چيزی که فکر می کردی فرق نداشته باشه موفق باشی وهميشه خوش باشی التماس دعا.به روزم

کوثر

به سلامتی قدم رنجه میفرمایید و به مملکت گل و بلبل تشریف می اورید.

دمدمی

بازگشت عارفانه شما را از اروپای منوره و آمريکا مکرمه به مرز پرگهر(؟!) خوشامد می گوييم. اميدواريم اقمتتان در اين مرز به بيش از چند صباحی نيانجامد! (تو اين گيری بيری کجا مياي؟ داره جنگ ميشه)

در اين مرز = مرز پرگهر(؟!) (تایپ گهر اشتباه فنی بود شما خودت ر رو حذف کن درست ميشه)