چند روز است یکی از اقوام که طبق مستندات بدست امده به تازگی در زمینه ی چتر بازی هم به مهارت هایی دست یافته از دوبی به قصد گشت و گذار امده ایتالیا و حسابی هم دارد باهوای سردو بارانی اینجاکیف می کند (درست برعکس ما)این وسط چند روزی هم چترش را منزل ما باز کرده البته ما که حرفی نداریم مهمان حبیب خداست اما این مهمان های ما حسابی تریپ فرنگی برداشته اند و اصلا تعارف حالیشان نمی شود خجالت و کم رویی هم برایشان جز عناصر ناشناخته محسوب میشود. ساعت ۱۱ شب هم اگر دستور بفرمایند باید برایشان غذا امده کرد و از همه بدتر یک دختر بچه ی لوس دارند که فی کل الساعة  چسبیده به نت بوک ما و دارد گیم بازی میکند کاری هم از دستمان بر نمی اید تا دهان باز میکنیم چیزی بنالیم صد نفر چشم غره میروند و دائم میگویند مهمان حبیب خداست.

بابا ! ایها الناس منم میدانم مهمان حبیب خداست اما این ضرب المثل معروف را هم میدانم که میگوید:مهمان روز اول کفشهایش روی طاقچه روز دوم پشت در٬روز سوم هم بیرون در است٬الان روز پنجم است.

/ 9 نظر / 5 بازدید
مجهول

سلام مثل همیشه جویای مطالب وبلاگتون هستم و شما رو به صاحبمون می سپارم از برای موفقیت و رسیدن به آرمانها مدتی مشغول شدید با ما به هر حال این هم تجربه بود و امیدوارم در این گفتگوی فرنگستانی و جایی که فخر توش فراوون هست اصلا پاک خودتون رو فراموش نکنید و اینکه چه هدفی باید داشته باشید هانیه برای همیشه خدانگهدار و فقط سعادت رو از خدا براتون می خوام قربانت (( محمد ))

مجهول

سلام مثل همیشه جویای مطالب وبلاگتون هستم و شما رو به صاحبمون می سپارم از برای موفقیت و رسیدن به آرمانها مدتی مشغول شدید با ما به هر حال این هم تجربه بود و امیدوارم در این گفتگوی فرنگستانی و جایی که فخر توش فراوون هست اصلا پاک خودتون رو فراموش نکنید و اینکه چه هدفی باید داشته باشید هانیه برای همیشه خدانگهدار و فقط سعادت رو از خدا براتون می خوام قربانت (( محمد )) [خداحافظ]

مجهول

الحمد والله رب العالمین شکر پروردگارا عالمیان را (( آدمیان ) خیلی بزرگ تر بخوایم معنیش کنیم شکر پروردگار عالم های هستی همه عالم های هستی ( نبات جماد سموات انسان حیوان هر جنسی هر موجودی هر بعدی )‌ من منظورم این نیست که فرنگستان بد هست اصلا راجب این قسمت نمی خوام بحث کنم خیلی هم اعتقاد دارم از نوعی به دنیای خارج از ما این خداست که ملت های مختلف را پدید اورد و همه را رنگ بندی کرد رنگ امیزی خداست و همه را زبانهای مختلف اموخت و برای اقوامی ایینی مختلف فرض کرد و هر قومی در هر زمانی با کتاب خود محشور خواهد گشت و برشماست ایین تقوا و سنت ابراهیم را پیروی کنید باشد که رستگاری را توشه خود گردانید من خیلی منتظر نظرات هستم در مورد مطالب وبلاگم هانیه خانم تقدیم شما می کنم شعر مولانا رو باشد که در راستای صحبتمون باشه :‌

مجهول

مرده زین سو اند و زان سو زنده‌اند.....خامش اینجا و آن طرف گوینده‌اند چون از آن سوشان فرستد سوی ما...........آن عصا گردد سوی ما اژدها کوهها هم لحن داودی کند........................جوهر آهن بکف مومی بود باد حمال سلیمانی شود...................بحر با موسی سخن‌دانی شود ماه با احمد اشارت‌بین شود.......................نار ابراهیم را نسرین شود خاک قارون را چو ماری در کشد.....................استن حنانه آید در رشد سنگ بر احمد سلامی می‌کند.................کوه یحیی را پیامی می‌کند ما سمعیعیم و بصیریم و هوشیم............با شما نامحرمان ما خامشیم چون شما سوی جمادی می‌روید...........محرم جان جمادان چون شوید

مجهول

یه چیز خیلی مهم اول اینکه از پایین به بالا بخون ولی این رو الان بخون بعضی اوقات باشنیدن بعضی کلمات ادم نا گهان به یک سری فکر ها می رسه مثلا آب یه هو یاد یک مایع می یفته که ادم رو سیر می کنه این به خاطر اموزش هست از ابتدای تولد ولی اموزش صحیح هم هست اما بعضی اوقات اموزش ها غلط می شه به خاطر اموزش دهنده های غلط تو با شنیدن کلمه خدا و یا قران و یا اسلام به یاد خیلی چیزها می یفتی درسته ؟ و شاید هم ناراحت کننده باشه برای تو ولی من می خوام یه چیز رو بهت بگم اگه پا باشی بریم تا آخر تفکرات من من می گم اسلام عظیم راستین که قدمت ابراهیمی داره خدای ما مسلمانها و خدای ما شیعیان و خدای ما ایرانی های شیعه نه خدای نه تنها ما ایرانی های شیعه بلکه همه ایرانی ها همه مسلمانها همه اقوام جهان همه زمین همه کهکشهان و همه عالمهای دیدنی و ندیدنی و هر چه بین آنها هست تفکر نهایی می شه بعد دنبال این خدا می ره که توی کتاب نوشته می بینی همه چیر بهم وصل هست اون بی دین هم یه حکمتی داره و آنا که کتاب را پاره پاره کردند و هر چیز به نفعشان بود بیان کردند و هر چیر که نبود را پنهان نگاه داشتند انها را به عذابی مهین بشارت ده

مجهول

ساحران با موسی از استیزه را***بر گرفته چون عصای او عصا زین عصا، تا آن عصا فرقیست ژرف***زین عمل تا آن عمل، راهی شگرف لعنة الله، این عمل را در قفا***رحمة الله، آن عمل را در وفا كافران اندر مری بوزینه طبع***آفتی آمد درون سینه طبع هر چه مردم میكند بوزینه هم***آن كند كز مرد بیند دم به دم او گمان برده كه من کردم چو او***فرق را كی داند آن استیزه خو؟ این كند از امر و، آن بهر ستیز***بر سر استیزه رویان خاك ریز آن منافق با موافق در نماز***از پی استیزه آید، نی نیاز در نماز و روزه و حج و زكات***با منافق مومنان در برد و مات مومنان را برد باشد عاقبت***بر منافق، مات اندر آخرت گر چه هر دو بر سر یك بازیند***لیک با هم مروزی و رازیند هر یكی سوی مقام خود رود***هر یكی بر وفق نام خود رود مومنش گویند جانش خوش شود***ور منافق تند و پر آتش شود نام آن محبوب، از ذات وی است***نام این مبغوض، ز آفات وی است میم و واو و میم و نون تشریف نیست***لفظ مومن جز پی تعریف نیست گر منافق خوانیش، این نام دون***همچو كژدم می خلد در اندرون گرنه این نام اشتقاق دوزخ است***پس چرا در وی مذاق دوزخ است؟

مجهول

سلام اگه می شه یه قرار بزارید با هم به آیدیتون چت کنیم براتون پیام هم گذاشتم

دمدمی

این کامنتینگت ایما را به یاد محسن نامجو میاندازد که... . جای شما خالی ایما هم امروز از زیر بار مهمان داری شانه خالی کرده فی الواقع پیچاندیمشان.