قرارمان ساعت 12 کافه ماسکویت

بی درنگ از همان لحظه ی اول یک سال تنهاییمان را برای هم مرثیه خواندیم و انقدر در هم غرق شدیم که نه متوجه ی غذای سنگ و سخت جلویمان بودیم که به زور در گلویمان فرو مینشست و نه متوجه نگاه های فضولانه ی پیرزنهای خوشگذران اطرافمان. "وحیده" مثل همیشه بود یک شورشی لطیف و دوست داشتنی که علاقه زیادی به فیلم وشرکت درجلسات نقد فیلم دارد بعد از ناهار و ساعت ها بحث سر قضیه یparralent univerces و butterfly efect به سینما رفتیم «مصایب دوشیزه» فیلمی که در احساسی ترین قسمتهایش تماشاگران حاضر در سینما گویی جک غلیظی شنیده اند فقط میخندیدند و زیر لب کارگردان و بازیهای ضعیف و سوژه ی لوث فیلم را مسخره میکردند این شد که ما هم کم نیاورده به سی دی فروش خیابان پناه برده و هفت هشت سی دی از جدیدترین فیلم های در حال اکران سینمای بی فرهنگ و بی ناموس استعمار بزرگ  خریداری کرده این را هم بگویم که فیلم سنتوری هم ان وسط ها به طرز فریبانه ایی دلربایی میکرد که البته ما جدا از خریدن ان خوداری نمودیم بعد از ان به راه خود ادامه داده و تا توانستیم حسن خود گفتیم و غیبت دیگران......

ساعت به هشت رسید بی انکه ذره ایی متوجه گذشت زمان شده باشیم .....
وگذراندیم و گذشت

 امروزی که بعد از سالها مزه ی همان پنج شنبه های خدایی قدیم را داشت با طعم پفک هندی وبوی زندگی

/ 16 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
reyhane

maram rah bedid to ghorbat aghaaaaaaaaaa[ناراحت]

reyhan

hano to baladi chetori ax mifrestan be persianblig

مجهول

یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد / دوستی کی آخر امد دوستداران راچه ؟ با اجازه حافظ شعرش رو برات تفسیر می کنم اگه مزاحمت می شم بگو که دیگه وقتت رو نگیرم یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد / چه شدند دوستانی که با هم هستند اما قرار بود که باهم دوستی کنند برای رسیدن به خالق دوست فقط معنی این رو می ده که باید در کنار هم برای رسیدن به مقامی شامخ کمک کنیم به عشق به نشاط به مهر و نهایت رسیدن به صاحب تلاش کنیم و به قول آیه قران دوستان در آن روز دشمنند مگر پرهیزکاران / آب زندگی بخش رنگ روشنی خودش رو از دست داد و تغیر رنگ بو داد / خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد / دیگر کسی نیست که بگوید یاری بود که حق دوستی داشت و کسی بود که باید به او عشق بورزیم و کسی بود که اساس نفس کشیدنمان بود و امدند من ها و من ها و من ها و دوست فراموش شد دوست عزیز از از هر چیز دوست داشتنی دوستی که جهان رو با دوستی بنا کرد و هدف از به وجوآوردن ما دیدار اون با ما بود و بستن پیمان دوستی / صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخواست / چرا بادیدن گل ما به یاد گل پرور نمی اتیم که چقدر خودش زیباست که گل به ما هدیه می ده و بارون به ماهدیه

نمی دونم چرا برات می نویسم ولی به هر حال دارم می نویسم

مجهول

یه پیام خصوصی داری بخونش

reyhane

mibinam ke!!!

هانیه

toonesti adrese weblogeto inja baam bezar

www.molana2476.blogfa.com

www.molana2476.blogfa.com