و چنین میگذرد روز و روزگار ما

 اساعه درحکم یک تروریست بالفعل به قتل عام روزها مشغولیم در این بین یک خرده نفسی هم  می اید که عجالتا ممد حیات است,وقت ازاد در کار نیست اگر هم باشد یا نواناله گوش میدهیم یا هرزه خوانی میکنیم و یا مزخرف مینویسیم مثلا کسب معلومات و دفع مجهولات,بهر حال اگر زور نداریم وضعمان را بهتر کنیم بدتر که میتوانیم بکنیم ! این روزها هم که دیگرهرچه زور و زه است داریم میزنیم بلکه شاید ازاین هعه بگیروببند و سروکله زدن با رجال بنگاه دار شارلاتان خلاصی یابیم گاهی اوقات به جد از پوست کلفت بودن خود خر کیف میشوم واینگونه است که ما بخود میبالیم .

پی نوشت : پنج شنبه شب پاییزی بارانی تهران به طرز وخیمی زیبا بود.

/ 5 نظر / 2 بازدید
زیبا

سلام عزیز. میای واسه هم لینک بذاریم؟

reyhaneh

jedan in bande bar hale mezajiye shoma beshakam mabada dar diyare golobolbol be noye mazikhizm 2char gashteid .

دمدمی

شما آدمی را به ياد نوشته های خودش می اندازيد! البته اشاره نفرموديد که در آن وانفسا اگر نفسی می آيد که ممد حيات هست. مفرح ذات هم هست يا خير؟ به نظرم پاسخش چندان دشوار نباشد. (در اين کامنت منظور از آدمي خود محترممان بوديم)

دمدمی

مرور اين پست ها آدم را شرمنده می سازد که حماقت لينک ندادن به رفقا را تاکجا می خواهد ادامه بدهد. اين شد که به خود آمديم. برای برقراری يک خظ قرمز به وقت خطر بخصوص اگر از نوع هسته ای باشد بلاخره جان هزاران دمدمی... اينها را ول کنيد بهانه بود.

ارغوان

سلام هانی جان خوبی؟ به منم که سر نميزنی. ايشالا هميشه خوش باشی