چه حالی ام من

 1: یکی از همین پریشبا بود خواب دیدم سفیر شدم تو یه کشوری .خیلی درگیر تشریفات تقدیم استوارنامه ام بودم و تو خواب میدونستم که هیچی نمیدونم.

آی استرس کشیدم تو خواب تو بیداری تو تشریفات

یک قدم جلو رفتم . استوانه نامه ام رو تقدیم ریاست جمهوری کردم  و اروم از خواب پریدم .شب بود. روز شد. روز رفت. که شب شد.خواب دیدم ماشینم رو دزد برده .

آی استرس کشیدم تو خواب تو بیداری تو بیابون

2: یکی از همین دیشبا یه جایی  وسط محشر ماشینم رو پیدا کردم،جلوی ماشین که از بین رفته بود،چرخای عقب رو هم باز کرده بودند. تازه یک جفت بریجستون نو انداخته بودم.ارزششو داشت.بعد من به حال خوم اعتراض کردم و رفتم در تنها خونه ی تو محشر رو زدم

آی استرس کشیدم تو خواب تو بیداری تو محشر

هنوز روز بود.لاریجانیی برادر در رو باز کرد با همون عینکش .من انقدر تعجب کرده بودم که دیگه داشت شب میشد بعد  اروم از خواب پریدم

ای استرس کشیدم تو خواب تو بیداری

3: یکی از همین فردا شبا شاید تو مذاکرات 5 به علاوه یکی از شعرای فروغ رو دکلمه کنم ، و بعد اروم اروم  از خواب مقامات بزنم بیرون./

 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید