حرفای زیادی بود که اینجا به تصویر دراورم اما دیدم سنگینتر انست  که زین پس هرگاه اینچنین  قلندر احساسات وحشی خود شدم حرفی نزنم فقط ساکت و ارام در تاریکی غلیظ اتاق  بنشینم و  مطابق عادت راه شب گوش بدهم .......

 

پی نوشت:   اگر ایران بجز ویران سرا نیست    من این ویران سرا را دوست دارم.  ( گسترده ی مطلب بماند برای انسوی مرزها )     ......

/ 3 نظر / 5 بازدید
م

منظورت رو خوب نفهمیدم یعنی دیگه تو وبلاگ نمی نویسی ؟ بهر حال چون ما درون را بنگریم و حال را دوست داریم درونت همیشه بنویسه و بنویسه اگه شد یه روزی کتاب بنویس از جهان بینیت ولی به من هرجور شده برسون شماره رو که داری راستش من هم دارم می رم برام دعا کن موفق و کاوشگر در سیل زندگی همیشه جهت خلافش حرکت کن چون زندگی آدم رو در جریان طبیعش به جای خوبی نمی رسونه دوستدار اندیشه ات

دمدمی

تو هم گویا دل پر دردی داری رو نمی کنی!

دمدمی

اجازه بدهده چند لحظه ایما درست نفهمیدیم این که معنی پایان نمی دهد؟ ها! --- بی خبر نروید جاهای دور. بهتر است که اصلا نروید.