از خیر سیگار بگذر و برگرد

آدمی که می‌رود از سر کوچه سیگار بخرد، با چند وضعیت مواجه است:
می‌رود از سر کوچه سیگار بخرد، و دیگر هرگز بازنمی‌گردد.
می‌رود از سر کوچه سیگار بخرد، از سر کوچه سیگار می‌خرد و بازمی‌گردد، اما سر کوچه هرگز از او بازنمی‌گردد.
می‌رود از سر کوچه سیگار بخرد، اما سر کوچه دور است، شب سیاه کور است، و آن آدم... آن آدم... ای‌داد.
می‌رود از سر کوچه سیگار بخرد، و سر کوچه از او می‌رود و هرگز بازنمی‌گردد.
می‌رود از سر کوچه سیگار بخرد، اما دیگر سر کوچه آن سر کوچه‌ی سابق نیست.
می‌رود از سر کوچه سیگار بخرد، از سر کوچه سیگار می‌خرد و بازمی‌گردد، اما دیگر آن آدم سابق نیست.
می‌رود از سر کوچه سیگار بخرد، تا برگردد، می‌بیند که فراموش شده است در همه‌جا.

در زندگی شب‌های بسیاری هست که مثل مار از درد به خودت می‌پیچی.
یک ای‌داد واقعی...

/ 0 نظر / 24 بازدید