باید
"خودم" را بدهم به باد,بروم جایی که در ان هیچ کس زنی را نشانه نمیگیرد,زنی را که زیر پوستش اهی نهفته است ,اهی که مدام شنیده  "ایست "
جایی که کسی نیست زیر پای من گلیم بیندازد تا دائم مراقب باشم پایم را اندازه گلیمم دراز کنم اندازه کوپنم حرف بزنم
   اصلا میخواهم جار بزنم و به همه بگویم که زیر هر بوته ایی که دلشان خواست بروند و انجا بار بیایند.میخواهم غریزه رها کنم تا هر کجا دلش میخواهد برود و بدوم تا منتهای همه چیزهای محض, اشتباهات مفرح
و بشوم عین "خود"خودم

/ 8 نظر / 3 بازدید
امير

عین <خود> خود بودن خيلی جاها هزينه های سنگينی رو به همراه داره...

نیما

سلام چه جالب ! می خواهی غريزه رها کنی ؟ جالب بود

دوست

تو یک پنجره رو به باران دلم آفتاب ولی پنجره بی هوا بسته شد تو خاک تو ریشه دلم مثل آب ولی ریشه از آب هم خسته شد تو یک کاغذ تا نخورده سفید سفید دلم خودنویس نوشتم خودم را برایت ولی ببین، کاغذ تو به آخر رسید!

سهيل

سلام هانیه خانوم . خوبی ؟ عالی بود . مثل همیشه با احساس و پر معنی . لذت بردم ... راستی منم به روزم . با یه متن اجتماعی درباره مشکلات در شهرهای بزرگ . خوشحالم می کنی بی یای .. مرسی . موفق باشی

ندا.ح

منم ميخواااااااااام اصفهانی هستی؟ خوشبختييييييييييم