هیچ چاره نیست

انقّد به تلفن نیگاه نکن،اونی که باید زنگ بزنه هیچ وقت زنگ نمیزنه ،خودش میاد

 انقّد به دَر چشم ندوز،اونی که باید بیاد،دیگه نمیاد

انقّد رو پله ها نشین،از این پله ها ، آخ،کسی بالا نمیاد،الان خیلی وقته همه از پله ها فقط پایین میرن

پایین

پایینتر

پایینتر

میرسی به خودت . تو زیر زمین ،آخ ، ادما تو زیر زمین که به خودشون میرسن ،تو تاریخ همه ادما یه وقت یه جایی یه زیر زمین بوده که تنهاشون میکرده .اولاش تو زیر زمین فقط گریه میکردن،بعدها یاد گرفتن  تو زیر زمین زندگی کنن. تو زیر زمین افتاب بگیرن ،  گریه کنن،تو زیر زمین بادباک بازی کنن . اواز بخونن:

"باز آی دلبرا ،که دلم بی قرار توست

این جان بر لب امده ،در انتظار توست.در دست این خمار غمت ،هیچ چاره نیست.هیچ چاره نیست.هیچ چاره نیست...."

 

 

 

 

/ 0 نظر / 10 بازدید