بگو شب بخوابه

بالاخره یه روز بلیط تهران مسکو رو میگرم،سوار قطار میشم واز تهران مستقیم میرم مسکو،اول دوروبر کاخ کرملین تو سرمای منفی 30 با سویشرت چینیم قدم میزنم و میزارم ریه هام یخ بزنه ،بعد یه دربست کرایه میکنم و با یه سمند زرد میرم لالینگراد ،سمت خاکریزهای تماما یخی،جایی که بلشویکها یه ماه تمام با چاقوی کند گوشت تن همرزماشون رو میبردیند و خام خام میخوردند و جنگ رو به این گرونی بردند و مثلا بردند و هیتلر واقعا باخت .

اونجاست که ببرم ،آی ببرم،آی ببرم و بزنم زیر اواز "بگو شب بخوابه،من بیدارم.من شب رو زنده نگه میدارم"

 

 

/ 1 نظر / 12 بازدید

جالب گفت پیشنهاد تبال لینک http://konj.iran.sc/post39.php