پارادوکس تلخ ذهن من

جز حق نباید گفت و جز درراه حق نباید جان داد.حق ما رای ماست حق ما ازدی ماست حق ما کتاب ازاد است حق ما مطبوعات ازاد است حق ما داشتن دانش هسته ای است حق ما پیشرفت و ترقی است.حق ما زندگی ماست زندگی حق ماست.انرا سبعانه ز ما دریغ نکنید .که این تنگ نظری فرومایه وارشما گران تمام خواهد شد.تاریخ ثابت کرده است که مردم این خطه از جهان خیلی راحت از جان خود میگذرند و زندگی اشان را با خون غسل میدهند.خونی که دامنگیرتان خواهد شد.

                              _________________________

یک اشتباه را چند بار میشود تکرار کرد که تکرارش جز حماقت چیز دیگری را ثابت نمیکند.

ای مردم! از شورت گه الود سیاست بیرون بیایید.تا کی میخواهید نقش الت را برای سیاست مردان بازی کنید و اجازه بدهید که هروقت خواستند و احساساتشان الو گرفت با شما بازی کنند و بزرگتان کنند تا چماقی شوید که با ان بکوبند بر فرق رقیب خود و وقتی که خورشید قدرتشان طلوع کرد انوقت شما التی بودید که تمام شب برای انها کارکردید و در بستر قدرت برای انها ابزاری بودید که غالب شوند تا پیروز شوند وانزمان که  خورشید قدرتشان مقتدرانه طلوع کند انوقت این شمایید که باید در همان شورت گه الود جا شوید.

شما را قسم به حق که جز با خون ازاد مردان نوشته نمیشود.بس است. دست از خون خود بردارید و ان را بیهوده هدر ندهید .خون شما هیچ صفحه از صفحات تاریخ را رنگی نخواهد کرد در هیچ یک از صفحات تاریخ نامی از شما نخواهند برد این ملت هم حافظه ی کوتاه مدتش ضعیف است شما را پیش از موعد فراموش خواهد کرد همانطور که فراموش کرد و در صفهای طولانی سینما ایستاد و خندید به لودگی های مبتذل ساخته و پرداخته شده ی مردی که با افتخار گفت در هجدهم تیر سرکردگی باتوم بدستان را عهده دار بوده .اری عزیزانم  شما فراموش خواهید شد چون فاقد قدرت بوده اید چون برای تاریخ ادم مهمی نبوده اید چون کاسب و کارمند و دانش اموز بوده اید.تنها دستاورد شما شاید بشود میدان "شهدا".

 چرا سر در شورت سیاست و قدرت میکنید !انجا نصیب شما یا گه میشود یا خون.سیاست عادت به گرفتن طهارت ندارد.انجا هرچه هست نجاست است.حال که دوران عادت ماهیانه اش هم فرارسیده و تمام خواهد شد . بی زایش.

ای مردم!بیخود شعار ندهید که در راه حق کشته نمیشوید شهید میشوید و شهید هم همیشه زنده است.نه عزیزان ادم مرده شهید هم باشد مرده است.بگذارید فرزندان "ان دیگران" بروند و شهید شوند.همانها که درامریکا و اروپا طی طریق میکنند لطف کنند به میهن عزیزشان بازگردند بروند سلحشورانه برای این دمکراسی کشته شوند.

دموکراسی این هدیده ی خون الود که فروتنانه از جانب ما بی چشمداشت بی منت به نسلهای اینده تقدیم میشود.نسلهای اینده ایی که لباس دموکراسی را بر تن خواهد کرد و خواهید رقصید در میان نور و اتش بازی جشن های ملی.که شما دران بارها در خون خود رقصیدید و از میان رفتید .بی چشمداشت بی منت.

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
مهشید

ميان ِ ماندن و رفتن حکايتي کرديم که آشکارا در پرده‌ي ِ کنايت رفت. مجال ِ ما همه اين تنگ‌مايه بود و، دريغ که مايه خود همه در وجه ِ اين حکايت رفت.