۱ـــ از وقتی که مادر امده دیگر همان یک ذره وقت ازادی را هم که داشتم ندارم از همان بدو ورودش به ایران و از همان لحظه ایی که وارد خانه شد شروع کرد به شستشو و رفت و روب به قول خودش باید  همه جای خانه را عمقی تمیز کرد از طرفی دنبال نجار و اهنگر برای در و پنجره های خانه است همزمان هم یک خرده اسباب کشی داریم از فردا هم که کار بنایی و نقاشی خانه شروع میشود وسط این همه کار یک سری کلاس ثبت نام کردم که از دوشنبه شروع میشود
کلی کتاب و جزوه ی درسی هم گذاشته بودم جلوی چشم تا از خجالتشان در بیایم اما دریغ توجیه پذیری وجدان من ملس است

۲ـــ  وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت چون این را بینی چونان کرگدن تنها سفر کن

۳ـــ حافظانه 


 ان یار کزو خانه ی ما جای پری بود            سر تا قدمش از عیب بری بود
دل گفت فروکش کنم این شهر ببویش     بیجاره ندانست که یارش سفری بود

می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب       بهتر ز طاعتی که بروی ریا کنند
پیراهنی که اید از و بوی یوسفم             ترسم برادران غیورش قبا کنند

چون طهارت نبود کعبه و بتحانه یکی است      نبود خیر در ان خانه که عصمت نبود
حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه       هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود

/ 3 نظر / 7 بازدید
کوثر

پس لازمه یک خسته نباشد بزرگ بهت بگم. خسته نباشید خانم هایپر اکتیو

ارغوان

تبريک برا امدن مامان جانچشم شما روشن خانممن عاشق شعرای حافظم .مراقب خودت باش عزيزم

سهيل

سلام هانيه خانوم . قشنگ نوشتی . خوشحالم مادرت هم اومده پیشت .مثل هميشه متفاوت نوشتی . راستی منم به روزم . اميدوارم هميشه موفق باشی و به هر چی دلت می خواد برسی